راسيسم

شعبده بازی ها تمامی ندارد/ ناصر مرقاتی

nasir merqati

جناب صادق زیبا کلام با همان ورق هایی دارد به مردم آذربایجان «رِست» می دهد، که پیش از او جواد آغای خودمان درست با همان ورق ها، به خام دستی دار و ندار خود در این راه باخته بود. اما جواد ما چندان هم شیوه و طریق بازی نمی دانست، مگر نه اینست که او "بالاخره ترک است و کودن!" و اگر درایتی در کارش بود و کنایتی در عملش، لااقل باید پیشترک طریق دلبری و بازی با دو سرباز فکسنی را از آغا صادق ها نیک می آموخت.

بله، جناب طباطبایی نخست باید شیوۀ دلبری می آموخت و دوم طریق خدعه و ریا که به استادی نیاموخته در میدان شد و بی حاشیه و شیله و پیله رجز خواند و بالاخره شهید راه کربلا شد.
اما آقا صادق درست همانند آن زنان مسافر کنار جاده ای فیلمهای خارجی، که به تحریص و تحریک، ساق های خوشتراشان را نشان راننده گان مسیر می دهند و با این کار سواریِ رایگان نصیبشان می شود، ابتدا با انتقاد تند از نژادپرستی بعضی فارس ها، در واقع ساق سترده از موی خود را نشان داد و آب ها از دهان ها جاری ساخت، و این همان شیوۀ دلبریست که جواد آغای ما با آن ریش و پشم ناسترده، که حتی موجب نیش ترمز کامیون و یا تریلی ای نیز نمی شود، با آن بیگانه است، و سپس با دو سرباز ناقابل در دستش که از فرط دست بدست گشتن از حیزانتفاع خارج است، می خواهد دست «استریت فلوش» طرف را به رماند، و این همان خدعه است. اما به گمانم ایشان متوجه نیستند آنانی که به ظاهر زمانی برایش کف می زدند، درست به میزان آنچه که به نیکی در حقشان گفته شده بود، برایش کف زدند و نه بیشتر.
جناب زیباکلام! ستارخان، باقرخان، پیشه وری حیدر عمواوغلو، علیرضا نابدل، زهتابی، صمد بهرنگی علی مسیو، حسین خان باغبان و دیگران و دیگران همه و همه برای ما بسیار مهم، شریف و با عظمت هستند، اما ورق های بازی موجود در دست شما - تأکیدا - همان دو سرباز فکسنی و نه بیشتری است که در دست جناب طباطبایی، دامغانی و صدها شریف و ناشریف شاهنشاهی و غیر شاهنشاهی دیگر قرار دارد. این بدان معناست که این «داستانِ به شیوۀ نو»ی شما، نه چیزی بیشتر و نه چیزی اندکتر تر از حکایت دیگران است. بلکه نشان از آن دارد که ذهن شما بجز جااندازی راسیزم و استعمار داخلی کاری انجام نمی دهد. زمانی که دارید بهترین دوران و شرایط حیات آذربایجان را انکار می کنید، زمانی که به گمانتان با استادی حیات سیاسی آذربایجان را در دوران مشروطه ،که متأسفانه به خدعه و نیرنگ رنگ خون بخود گرفت، خلاصه می کنید و زمانی که دارید شریف ترین شخصیت های سالهای خوشبختی ما یعنی «دئمقراتلیق» و پیشه وری شریف را انکار می کنید و سعی دارید آنان را از تاریخ آذربایجان و اذهان مردم آذربایجان بزادیید و یا در سایۀ نیت خوشی که نسبت به شما پیدا شده، آنانرا زشت نشان دهید، زمانی که دارید تحت انتقاد از نژاد پرستی پاره ای از فارس زبانان، مردم آذربایجان را از افتخارات «دمقراتلیق» تهی می کنید و بی آنکه از علل عقب نگه داشته شدن آذربایجان صحبت کنید، بی آنکه از تلاشهای حاکمیت ها برای آسیمیله کردن آذربایجان سخنی به میان آورید و بدون تأکید و تثبیت حقوقشان آنانرا دوباره به سیاهی لشگر بودن تحریک می کنید، گمان می کنید آذربایجان در بارۀ شما چه فکر خواهد کرد؟ بگذارید من بگویم: آنان خواهند گفت: "شروری دیگر در لباسی دیگر و به شیوه ای دیگر". یعنی شما کلمه ای بیش از دیگران نداشتید و ورق های شما شکل همان دو سربازیست که از کثرت استعمال و ارائۀ برهان های کذایی برای رنگمالی مردم آذربایجان، حتی دیگر انسان بودن و یا نبودنشان نامعاوم است. حال می خواهید داستانتان را در شاهگلی بگویید، یا هرجای دیگر. به سبک گابوی مرحوم و یا بورخس مرحومتر و یا هرکس دیگر و به هر شیوه ای که دوست دارید بگویید، اما تمامی این شعبده بازی های شما می تواند بدترین نام ها را داشته باشد.
8 مای 2014 برلین
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
· رست: اصطلاحی در بازی پوکر: پیشنهاد بازی بر روی تمامی موجودی

· پــِر: پئر : دو ورق از یک عدد و یا شکل که کمترین امتیاز برای پوکرباز را دارد.

· استریت فلوش: رنگ و ردیف در میان 5 ورق یک بازیکن، بالاترین امکان برای برد.

 

 

وبلاگ رشید